تبليغاتX
imanzartosht
وصيت نامه كوروش كبير
سلام دوستان من.

بعد از يه مدت كه نبودم برگشتم تا صميمانه از لطف همه اون دوستاي خوبي كه در نبودم كامنت ميزاشتنو يادم بودم تشكر كنم.

شايد اون قدر وقت نداشته باشم كه بخوام واسه دوستام كامنت بزارمو اطلاع بدم كه آپم چون اين وبلاگ متعلق به خودتون هست بدون كامنت من دعوتيت.

 

امروز وصيت نامه مردي رو ميخوام توي پست جديدم بزارم كه عادلترين انسان دنيا بود.كسي كه ۲۵۰۰سال پيش ميزيسته ودر اون زمان طرز فكرش با خيلي ها در اين زمان كه قرن ۲۱است فرق ميكرد.

اميدوارم كه مورد توجهتون قرار بگيره و با نظرات زيباتون دلگرمم كنيد.ممنون.

وصيت نامه حضرت كوروش كبير

فرزندان من، دوستان من! من اكنون به پايان زندگي نزديك گشتهام. من آن را با نشانههاي آشكار دريافتهام.
وقتي درگذشتم مرا خوشبخت بپنداريد و كام من اين است كه اين احساس در کردار و رفتار شما نمایانگر باشد، زيرا من به هنگام كودكي، جواني و پيري بختيار بودهام. هميشه نيروي من افزون گشته است، آنچنانكه هم امروز نيز احساس نميكنم كه از هنگام جواني ناتوانترم.
من دوستان را به خاطر نيكوييهاي خود خوشبخت و دشمنانم را فرمانبردار خويش ديدهام.

زادگاه من بخش كوچكي از آسيا بود. من آنرا اكنون سربلند و بلندپايه باز ميگذارم. در اين هنگام كه به سرای ديگر ميگذرم، شما و ميهنم را خوشبخت ميبينم و از اين رو میخواهم كه آيندگان مرا مردي خوشبخت بدانند.
بايد آشكارا جانشین خود را اعلام كنم تا پس از من پريشاني و نابساماني روي ندهد.
من شما هر دو فرزندانم را يكسان دوست ميدارم ولي فرزند بزرگترم كه آزمودهتر است كشور را سامان خواهد داد.
فرزندانم! من شما را از كودكي چنان پروردهام كه پيران را آزرم داريد و كوشش كنيد تا جوانتران از شما آزرم بدارند.
تو كمبوجيه، مپندار كه عصاي زرين پادشاهی، تخت و تاجت را نگاه خواهد داشت. دوستان یکرنگ براي پادشاه عصاي مطمئنتري هستند.
هر كس بايد براي خويشتن دوستان يكدل فراهم آورد و اين دوستان را جز به نيكوكاري به دست نتوان آورد.
به نام خدا و نیاکان درگذشتهي ما، اي فرزندان اگر ميخواهيد مرا شاد كنيد نسبت به يكديگر آزرم بداريد.
پيكر بيجان مرا هنگامي كه ديگر در اين گیتی نيستم در ميان سيم و زر مگذاريد و هر چه زودتر آن را به خاك باز دهيد. چه بهتر از اين كه انسان به خاك كه اينهمه چيزهاي نغز و زيبا ميپرورد آميخته گردد.
من همواره مردم را دوست داشتهام و اكنون نيز شادمان خواهم بود كه با خاكي كه به مردمان نعمت ميبخشد آميخته گردم.

هماكنون درمی یابم که جان از پيكرم ميگسلد ... اگر از ميان شما كسي ميخواهد دست مرا بگيرد يا به چشمانم بنگرد، تا هنوز جان دارم نزديك شود و هنگامي كه روي خود را پوشاندم، از شما خواستارم كه پيكرم را كسي نبيند، حتي شما فرزندانم.
از همه پارسيان و همپیمانان بخواهيد تا بر آرامگاه من حاضر گردند و مرا از اينكه ديگر از هيچگونه بدي رنج نخواهم برد شادباش گويند.
به واپسین پند من گوش فرا داريد. اگر ميخواهيد دشمنان خود را تنبيه كنيد، به دوستان خود نيكي كنيد.
خداحافظ پسران گرامی و دوستان من، خدانگهدار.»

پس از اين گفتار، كورش بزرگ روي خود را پوشاند و درگذشت


|+|نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388 ساعت 10:38 توسط ایمان |
نام ایرانی...............اصالت ایرانی
 

به نام خداوند جان و خرد
به کوروش به آرش به جمشيد قسم
به نقش و نگار تخت جمشيد قسم
که ايران همی قلب و خون من است
گرفته ز جان از وجود من است

سلام.

سلام به تمام عزيزان پيوند خورده در وبلاگم"به تمام دوستان وبلاگ نويسم"و به كليه عاشقان ميهن دوست و وطن پرست خودم.

شايد تا حالا "خيلي وقتا و خيلي جاها هزاران سوال در مورد اينكه:

من كيم..............؟؟؟؟؟

كجا هستم......؟؟؟؟؟؟؟

نسلم كيست.....؟؟؟؟؟؟

اصالتم چيست........؟؟؟؟

از كجا امده ام........؟؟؟؟

به كجا بابد بروم...؟؟؟؟؟؟

و.....................................در ذهنمان امده باشد.

 

هر كدام از ما جوابهايي گوناگوني داريم"اما با كمي فكر ميتوان فهميد كه مقصد همه جوابها به يكجا ختم ميشوديعني:

((ریشه و اصالت))

در زير سعي شده تا قدري از اصالت از ياد رفته ما و اميخته شدن ان با زبان عرب را براي شما ياداوري كنم.

 

(به اميد جاودانه ماندن اصالت آريايي)

يکي از شخـصيت هاي شاهـنامه ،پدر فریدون
آبـتين

آتـش
آتـش

نام فرمانده لشگر بابک خـرمدين، تزیین و آرایش
آذين

نام فرشته اي
آراد

ساکت
آرام

نام پدر زن داريوش بزرگ
آرتان

يکي از پهـلوانان سنـتي ايران، کمانگیر در شاهنامه
آرش

پدر داریوش بزرگ . نیرومند
آرشام

راه ، هدف
آرمان

يکي از شخـصيت هاي شاهـنامه
آرمين

نام باستاني ايران
آريا

نام پسر داریوش ، دارای رفتار و خوی آریایی
آريامنش

نام گرفته به نژاد آرین یا آریایی
آريانا

از نژاد آريا
آرين

رها آزاد
آزاد

پاک و پاکیزه
آويژه

پاره آتش
اخـگر

نام یکی از شاهان ساسانی ، یکی از شخصیت های شاهنامه
اردشير


یکی از نامهای شاهنامه
اردوان

يکي از شخـصيت هاي شاهـنامه
ارژنگ

دارای نیکی
بامين

نام پسر کوروش برادر کمبوجیه ، شاهزاده
برديا

يکي از سرداران سپاه یزدگرد ساسانی
برسام

جوان
برنا

بلند بالا ، نام پسر سهراب
برزویه

نام پهلوان ایرانی ، نام پسر گرشاسب
برزن

از نامهای شاهنامه ، از شاهزادگان
بزرگمهر

به دین ، آیین به دینان
به آئين

نگهبان
بهبد

نیک داده ، نیک آفریده
بهداد

شاهی بزرگ ، از نامهای شاهنامه ، سیاره مریخ
بهرام

رنگ ، خوش رو نيک
بهرنگ



پس اي كاش اصالتمان مورد تاخت و تاز عربها قرار نميگرفت تا الان..................................


|+|نوشته شده در چهارشنبه هفدهم تیر 1388 ساعت 4:47 توسط ایمان |
وطن

    از جمله سرهاي جهان سر شده اي

از هر كه  واز چه فراتر شده اي

اي ميهن خورشيدي من اي ايران

گنجينه ي تاريخي باور شده اي

 

شعري كه چنين سر زده از دفتر من

طفلي است بر امده ز زهدان وطن

لالايي مام بود وگلبانگ پدر

جان مايه اين عشق به ميدان سخن

 

هان اين وطن اي رايت بر پايي من

جان مايه شيدايي و پيدايي من

خاكم به دهان اگر بگويم جز اين

اي خاك رهت جوهر بينايي من

 

هر چند حماسه مهد مهر وطن است

اين حرف كجا فرا خور گوش من است

با من سخن از قالب و از بحر مگوي!!

بي مهر وطن كي سخني ان سخن است

 

ترجيح زبان شعر من ايران است

اباد اگر يا كه اگر ويران است

بنگر زكجا تا به كجا امده است

اين پير كه خود پير همه پيران است

 

ان روز كه خشت شهر شيراز زدند

از اب و گل ((عشق))و((مي ناز))زدند

گفتند كه:اين ديار سبز سخن است

گفتند و چه خوب و حرف ممتاز زدند

 

ان خطه كه سرزمين رمز و راز است

جو لنگه عشق و پهنه ي پرواز است

پرسند اگر زمن:كدامين شهر است

فرياد بر اورم كه:اين شيراز است

 

چون شيخ اجل"سخن به شيراز اورد

در مهد خرد دامني از راز اورد

شالوده از او و خواجه معماري كرد

تا بحر غزل به جام ايجاز اورد

 

ان خواجه كه در غزل يلي بي چون بود

چشم و دلش از غم جهان پر خون بود

مستانه چنان سرود ومن درعجبم

افسوس كلامش از كدام افيون بود

 

اي خوش گذر ميكده بي رهزن باد

پاي منو و دل رهرو اين برزن باد

با باده توان به رنج و غم چنگ كشيد

بي باده اگر جهان دمي بي من باد

 

هم صحبت من در اين جهان جز غم نيست

جز مرهم غم به زخم من مرحم نيست

با من سخن از مكنت قارون چه كني

داراي جهانم از غم واين كم نيست

 

((با تشکر از استاد ادب فریدون توللی شیرازی))   

 realflagfinal2.jpg (27278 bytes)

 

iriflag.jpg (6502 bytes)

((پرچم هر چه باشد با هر شکلی نماد وطن است))


|+|نوشته شده در یکشنبه هفتم تیر 1388 ساعت 7:45 توسط ایمان |
ايران در سايه شيران
سلامي چو بوي خوش اشنايي

                                                 بدان مردم ديده روشنايي

 

درودي چو نور دل پارسايان

                                             بدان شمع خلوتگه پارسايي

 

سلام دوستان اريايي من.

سلامي به خنكاي نسيمي كه از دشت مرغاب برميخيزد"به گرمي بادي كه از شن هاي داغ كوير لوت عبور ميكند"وبه سردي هوايي كه از ابرمرد كوههاي ايران (دماوند)سينه ميكشد.

ايران...............

سرزمين ابا و اجدادي من و تو و................climate1.gif (14477 bytes)

ايران..............

زادگاه شاعراني چون حافظ"سعدي"خيام"مولانا"فردوسي و.................

ايران.............

ميدان نبرد دليراني چون رستم "سهراب"افراسياب"ارش كماندار"كاوه اهنگر و..................www.cheaters.ir

ايران............

خلوتگه عاشقاني چون فرهاد"شيرين"خسرو"هوشنگ و.....................paint.gif (10133 bytes)

ايران............

خاك پاك مرداني چون كوروش كبير"داريوش"خشايار"اردشير و.......................history.GIF (15843 bytes)

ايران............

فرش طبيباني چون بو علي سينا"زكرياي رازي"و......................ابوعلی سینا - نقاشی اثر استاد ابوالحسن صدیقی

ايران............

بهشت شهيداني چون مرتضي جاويدي"علي اسلامي"محمد رضا بديهي و......................flag1.gif (11112 bytes)

ايران............

جانم"روحم"جسمم"هوشم"و................فداي يك وجب از خاك ارياييش

 

وطنم پاره تنم                        اي زادگاه و ميهنم

برخاك تو بوسه ميزنم            ايران..................


|+|نوشته شده در دوشنبه یکم تیر 1388 ساعت 1:25 توسط ایمان |
اهورا مزدا
شود مردمي كيش و ايين ما              نگيرد خرد خرده بر دين ما
بياريم ان اب رفته به جوي                  مگر زان بياييم باز ابروي
http://persianparseh.blogfa.com/http://sabetkamal.blogfa.com/8406.aspxhttp://www.negar0012.blogfa.com/8702.aspxhttp://www.world-of-p30.blogfa.com/post-8.aspx ((سرزمینی که اسطوره های خویش را فراموش کند به اسطورهای کشورهای دیگر دلخوش می کند فرزندان چنین دودمانی بی پناه و آسیب پذیرند))


این جمله بسیار حکیمانه ارد بزرگ پاسخی است به آنانیکه اساطیر ایران را فراموش کرده اند :
* رستم را هرکول می خوانند!
* چشمان اسفندیار را پاشنه آشیل می گویند !
* رستم زاد را سزارین می گویند !
* به جای فردوسی از شکسپیر یاد می کنند !
*به جای آشنایی با عشاق ایرانی از رمئو و ژولیت یاد می کنند !
* جاده فرهنگها را جاده ابریشم می خوانند !
* دریای ایران را دریای عمان می نامند !
* جشن چهارشنبه سوری ما را آتش پرستی می خوانند !
* حجاب زنان ایرانی را که از دوران باستان بوده را به اعراب مربوط می دانند !
* هنر های نمایشی ( تاتر و ... ) را که از ده هزار سال پیش در ایران رواج داشته را به یونان 2700 سال پیش نسبت می دهند !
* گرد بودن زمین را که در خدای نامه و شاهنامه به آن اشاره شده را به گالیله نسبت می دهند .
* اختراع الکتریسته را که مربوط به 2500 سال پیش در ایران بوده را به ادیسون نسبت می دهند .
* پدر شیمی را لاوازیه که 300 سال پیش می زیسته معرفی می کنند حال آنکه الکل را زکریای رازی در هزار سال پیش کشف نمود !
* به جای یاد کردن از فرزند رشید ایران نادر شاه افشار ، به ناپلئون شناسی خود می نازند .
*
به جای آنکه متفقین را که در جنگ جهانی دوم ، ایران را تصرف و به جان و
ناموس ایرانی تجاوز نمودند را لعن کنند قوای محور را متجاوز و همپای چنگیز
خان ! می دانند !
* بجای ساختن فیلمهایی که غرور و عظمت ایران را نشان دهد قاجاریه ضعیف را به تصویر می کشند !
* میان رودان را بین النهرین می خوانند !

* واژه فرانسوی مینیاتور را صد در صد ایرانی می نامند و بر خودروی ساخت به اصطلاح ایران می گذارند !
* فرهنگستان ادب پارسی را از بزرگان ادبیات فارسی تهی کرده اند .
* حاضرند سریال های کره ایی و آمریکایی را هزاران بار پخش کنند اما حاضر نیستند روایت های باشکوه ایرانی را به تصویر بکشند .
* به جای استفاده از تاریخ شناسان ایرانی در نگارش های تاریخی از تاریخ کمبریج استفاده می کنند
AVAX.NET

__________________
به من گفتی که دل دریا کن ای دوست
همه دریا از آن ما کن ای دوست
دلم دریا شد و دادم به دستت
مکش دریا به خون پروا کن ..ای دوست

|+|نوشته شده در یکشنبه هفدهم خرداد 1388 ساعت 11:39 توسط ایمان |
آخرین نوشته ها
وصيت نامه كوروش كبير
نام ایرانی...............اصالت ایرانی
وطن
ايران در سايه شيران
اهورا مزدا
همخون
ايران من
ازدواج در ايين زرتشت
درباره مهندس مير حسين موسوي
پروردگارا
آرشيو وبلاگ
شهریور 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
بهمن 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387